تبليغاتX
از سه وبلاگ برتر زيست محيطي سال 1385 ديدن فرماييد

مرتع و مرتعداري در ايران

مرتع و مرتعداري در ايران

اين تارنما مي‌كوشد تا دانش مخاطبان خويش را در حوزه‌ي علم مرتعداري افزايش دهد

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

- مرتعداري

"مرتعداري علم اداره پايدار اكوسيستم هاي مرتعي به منظور تامين انتظارات جامعه است."

پازوكي مرتعداري را علم نگهداري و بهره برداري از مراتع به گونه اي كه جامعه گياهي به نحو مطلوب حفظ شود و به ساير منابع چون آب، خاك و غيره زياني وارد نشود، مي داند (پازوكي، منوچهرع 1380، مرتع، ص 5).
مديريت مرتع مشتمل بر اداره كردن و اعمال نظر در جهت دستيابي به نتايج مطلوب در رابطه با حيوان، گياه، زمين يا درآمدهاي اقتصادي مي باشد (كوچكي، عوض، 1372، مديريت چرا در مراتع، ص 1).
همانگونه كه مشاهده مي شود در ابتدائي ترين مفاهيم مربوط به مرتع و مرتعداري اتفاق نظر وجود ندارد، ورود به بحثهاي جدي تر در خصوص مرتع و خصوصا تحقيقات مرتع، پذيرش تعريفي مناسب و مستند به دلايل علمي را ضروري مي سازد.
جهت دركي جامع توجه به اشتراكات بين تعاريف مي تواند راهگشا باشد،  اداره و مديريت عرصه مراتع به منظور نوعي استفاده از اين اراضي در اكثر تعاريف ارائه شده در خصوص مرتعداري مستتر است، در خصوص نوع استفاده اتفاق نظر وجود ندارد، شيدائي (1375) توليد حداكثر علوفه و محصولات دامي و والنتين دستيابي به حداكثر محصولات دامي 1971 را هدف اصلي مي داند، مصداقي، 1374 دستيابي به اهدافي چندمنظوره، استودارت  و همكاران تمام  توجهات  و نيازهاي جامعه از مرتع و مقدم 1377، استفاده بهينه از منابع و توليدات و سرويسهاي مرتع را از اهداف اين فعاليت برشمرده اند.
در مجموع مي توان گفت بر اساس مجموع نظرات ارائه شده "مرتعداري علم اداره پايدار اكوسيستم هاي مرتعي به منظور تامين انتظارات جامعه" از اين اراضي است، از گذشته اي دور نيازهاي جامعه صرفا در محدوده توليد حداكثري علوفه و گوشت معني مي يافت، امروزه شايد تلفيقي از گزينه اول و انتظارات ديگر نظير مدنظر باشد و بلطبع در آينده بر حسب نياز جامعه توجهات و انتظارات جديدي مطرح خواهد بود.

ذكر اين نكته ضروريست اداره يك اكوسيستم به عنوان مرتع مبناي تعريف است (و ببايد باشد)، نه نوع كاربري، ممكن است مرتعي بصورت چراگاه اداره شود و يا در جهت پرورش زنبور عسل و مرتعي به عنوان زيستگاه حيات وحش، مديريت در تمام موارد ذكر شده نيازمند شناخت درستي از اكوسيستم مرتعي و مديريت متناسب با نوع كاربري است.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آذر 1385ساعت 8:52  توسط سید حسن کابلی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

- مرتعداري
شيدائي (1375) در فرهنگ مرتع مرتعداري را در مقابل واژه (Range management) قرار داده تعريف زير را ارائه نمود،
مرتعداري دانشي است در طرح و هدايت مصارف مرتع جهت تداوم توليد حداكثر علوفه و محصولات دامي كه در شرايط محيطي معيني امكان پذير است. مشروط بر آنكه به حفظ و اصلاح ساير منابع طبيعي شامل آب و خاك و حيات وحش كوچكترين خللي وارد نيايد. اين محقق مديريت مرتع را در برابر واژه  (Range administration)
ساير تعاريف ارائه شده عبارتند از:
مرتعداري عبارتست از اداره يك منبع قابل تجديد به منظور دستيابي به تركيب بهينه اي از توليداتي نظير توليد محصولات دامي، توليد گياهان دارويي، ايجاد مناطق تفرجي، توليد گياهان صنعتي، حفاظت خاك، حيات وحش و شكار و … ( مصداقي، منصور، 1374، مرتعداري ايران. ص 10).
هدي  (1975)Heady در كتاب مديريت مراتع: مرتعداري را عبارت از نظام اداره زمين در چهارچوب مشخصه هاي دانشي تحت عنوان علم مرتع دانسته است.
استودارت، اسميت و باكس Stoddart, L.A., A.D. Smith, and T.W. Box.(1975) در كتاب مديرت مرتع، تعريف زير را ارائه كرده اند.  مرتعداري علم و هنري براي ايجاد تناسب بين استفاده هاي حاصل از مرتع كه مورد توجه و نياز جامعه مي باشد از طريق اداره اكوسيستم مرتع مي دانند.
والنتين Vallentin(1971): مرتعداري را علم و هنر برنامه ريزي و مديريت مرتع به منظور بدست آوردن حداكثر محصول دامي با حفظ دوام منابع طبيعي مي داند.
كوك Cook (1983): مرتعداري را تجزيه و تحليل و بكارگيري اطلاعات مربوط به ساختمان و اعمال اكوسيستم مرتعي تعريف نموده است.
در تعريف مقدم (1377)، مرتعداري عبارتست از اداره اكوسيستم مرتع به منظور بدست آوردن استفاده بهينه از منابع و توليدات و سرويسهاي آن با تاكيد بر حفاظت آب و خاك و سرانجام محيط زيست (مقدم، محمدرضا، 1377، مرتع و مرتعداري، 7).

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آذر 1385ساعت 8:50  توسط سید حسن کابلی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

5- تعريف جامعه مرتعداران
كليه اراضي داراي پوشش طبيعي به نحوي كه خوراك دام از آن حاصل مي شود و تجديد حيات آن بطور طبيعي انجام مي پذيرد و همچنين آن قسمت از اراضي كه براي كمك به تجديد حيات پوشش گياهي طبيعي آن به نحوي از انحا بشر دخالت نموده است و پس از اين دخالت آن را همانند ساير مراتع اداره مي نمايد.
6- هدي مراتع را شامل كليه مناطق با پوشش بوته، گراس، جنگلهاي غير انبوه و همچنين مناطقي كه به علت وجود املاح، شن، صخره و سر انجام خشكي محيط، امكان توليد جنگل تجارتي و يا زراعت ميسر نيست، مي داند. در تعريفي ديگر كليه اراضي غير محصور با پوشش طبيعي و بارندگي كم را كه مورد چراي دامهاي اهلي و حيات وحش قرار مي گيرد، مرتع مي داند.
7- والنتاين مرتع را شامل اراضي با پوشش طبيعي يا بذركاري شده با گونه هاي بومي و يا غير بومي كه علوفه مورد مصرف دام را تامين مي نمايد، مي داند.
8- گري(1968) مرتع را زميني مي داند غير قابل كشت كه از آن عمدتا براي توليد علوفه استفاده مي شود.
9- انجمن مرتعداري ايران با برگزاري جلسات متعدد با حضور كارشناسان بخشهاي آموزشي، تحقيقاتي و اجرائي تعريف زير را ارائه كرده است،
مرتع زميني است اعم از كوه، دامنه،  يا زميني مسطح با پوشش نباتات طبيعي و يا اصلاح شده كه پوشش گياهي آن غالبا علفي، بوته اي، درختچه اي و يا به صورت درخت پراكنده بوده به عنوان منبع توليد غذا براي دام و حيات وحش و يا ساير مواهب طبيعي مورد استفاده قرار مي گيرد.
تبصره 1: مواهب طبيعي عبارتند از:
1. حفظ خاك
2. ذخيره آب
3. تلطيف هوا
4. گردشگري
5. حفظ ذخاير ژنتيكي
6. زيستگاه حيات وحش
7. محصولات غيرعلوفه اي غذايي، صنعتي و دارويي

+ نوشته شده در  جمعه سوم آذر 1385ساعت 19:31  توسط سید حسن کابلی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

در اين قانون به مرتعداري نيز توجه شده تعاريف زير نيز مورد توجه قرار گرفته است.
 طرح‌ مرتعداري‌ - عبارت‌ از طرحي‌ است‌ كه‌ به‌ منظور بهره‌برداري‌ از مرتع‌ مورد تصويب‌وزارت‌ منابع‌ طبيعي‌ واقع‌ شود.
 واحد دامي‌ - عبارت‌ از يك‌ رأس‌ گوسفند است‌. بز و ساير دام‌ها هر كدام‌ معادل‌ چهارواحد دامي‌ محسوب‌ مي‌شوند.
 ظرفيت‌ چرا - عبارت‌ از تعداد واحد دامي‌ است‌ كه‌ طبق‌ برآورد وزارت‌ منابع‌ طبيعي‌ دريك‌ فصل‌ چرا در يك‌ هكتار مرتع‌ موضوع‌ پروانه‌ چرا يا طرح‌ مرتعداري‌ مي‌تواند چرا نمايد.
در آيين نامه اجرايي لايحه قانوني اصلاح لايحه قانوني واگذاري واحياء اراضي درحكومت جمهوري اسلامي ايران مصوب شوراي انقلاب جمهوري اسلامي ايران، 31/2/59 ، اراضي منابع طبيعي شامل موارد ذيل شناخته شده است،
الف – جنگل ها يابيشه طبيعي -  مجتمعي متشكل ازعرصه وهوايي ومركب ازموجودات ازمنشا نباتي (مانند درخت ، درختچه ، نهال ، علف وخزه ) وحيواني صرف نظر ازدرجه تكامل به نحوي كه دست بشر درايجاد وتكامل آن دخيل نبوده است.
ب- مراتع – زمين هايي است اعم ازكوه ودامنه يازمين مسطح كه درفصل چرا داراي پوششي ازنباتات علوفه اي خود روبوده و با توجه به سابقه چرا عرفا“ مرتع شناخته شود. اراضي آيش گرچه پوشش باتات وعلوفه اي داشته باشند مشمول تعريف مرتع نيستند. چنانچه مرتع داراي درختان جنگلي خودرو باشد مرتع مشجر ناميده مي شود.
ج– نهالستان ها – جنگل هاي دست كاشت عمومي كه توسط دولت ايجاد شده باشد.
 د – اراضي جنگلي
(اين قانون اين اراضي را قابل واگذاري مي داند
ماده 2 – كليه اراضي كه دراختيار دولت جمهوري اسلامي ايران مي باشد ونيز اراضي منابع طبيعي بارعايت كليه ضوابط مربوطه قابل واگذاري به واجدين شرايط مي باشد مگر درموارد زير كه واگذاري آنها مطلقا“ ممنوع است :
الف – جنگل ها وبيشه هاي طبيعي
ب – مراتع عمومي از حريم روستاها كه به تشخيص هيات هفت نفره جهت تعليف احشام ضروري است. 
ج – نهالستان هاي عمومي
د – پارك هاي جنگلي وجنگل هاي دست كاشت عمومي
پ – حريم قانوني تاسيسات دولتي
و – راه هاي مسير كوچ ايل نشين ها وحريم مربوط به آنها)

+ نوشته شده در  جمعه سوم آذر 1385ساعت 19:30  توسط سید حسن کابلی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

۴-1- جنگل يا مرتع يا بيشه طبيعي عبارت از جنگل يا مرتع يا بيشه اي است كه به وسيله اشخاص ايجاد نشده باشد.
4-2- مرتع - اعم است از مشجر و غيرمشجر.
4-2-1-  مرتع غيرمشجر - زميني است اعم از كوه و دامنه يا زمين مسطح كه در فصل چرا داراي پوششي از نباتات علوفه اي خودرو بوده و با توجه به سابقه چرا عرفاّ مرتع شناخته شود. اراضي كه آيش زراعتند ولو آنكه داراي پوشش نباتات علوفه اي خودرو باشند مشمول تعريف مرتع نيستند.
4-2-2-  مرتع مشجر - چنان چه مرتع غيرمشجري داراي درختان جنگلي خودرو باشد مرتع مشجرناميده مي شود مشروط بر آن كه حجم درختان موجود در هر هكتار بيش از يك صد متر مكعب باشد.
تبصره - اراضي ماسه اي ساحلي دريا تا حدود سيصد متر بين جاده ساحلي و دريا ولو آن كه واجد شرايط فوق باشند مشمول تعريف اراضي جنگلي و مرتع (مشجر يا غيرمشجر) نخواهد بود.
در قانون‌ حفاظت‌ و بهره‌برداري‌ از جنگل‌ها و مراتع‌ با اصلاحات‌ بعدي‌
(مصوب‌30 /5/1346) تعاريف زير ارائه شد.
جنگل‌ يا مرتع‌ يا بيشه‌ طبيعي‌ عبارت‌ از جنگل‌ يا مرتع‌ يا بيشه‌اي‌ است‌ كه‌ به‌ وسيله‌ اشخاص‌ايجاد نشده‌ باشد.
 مراتع‌ - اعم‌ است‌ از مشجر و غيرمشجر.
 مرتع‌ مشجر - اگر مرتع‌ داراي‌ درختان‌ جنگلي‌ خودرو باشد مرتع‌ مشجر ناميده‌ مي‌شودمشروط بر آنكه‌ حجم‌ درختان‌ موجود در هر هكتار در شمال‌ از حوزه‌ آستارا تا حوزه‌ گليداغي‌ بيش‌از پنجاه‌ متر مكعب‌ و در ساير مناطق‌ ايران‌ بيش‌ از بيست‌ متر مكعب‌ باشد.
مرتع‌ غيرمشجر - زميني‌ است‌ اعم‌ از كوه‌ و دامنه‌ يا زمين‌ مسطح‌ كه‌ در فصل‌ چرا داراي‌پوششي‌ از نباتات‌ علوفه‌اي‌ خودرو بوده‌ و با توجه‌ به‌ سابقه‌ چرا عرفا مرتع‌ شناخته‌ شود. اراضي‌ كه‌آيش‌ زراعتند ولو آنكه‌ داراي‌ پوشش‌ نباتات‌ علوفه‌اي‌ خودرو باشند مشمول‌ تعريف‌ مرتع‌ نيستند.

+ نوشته شده در  جمعه سوم آذر 1385ساعت 19:29  توسط سید حسن کابلی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

تعاريف متفاوتي از مرتع و مرتعداري ارائه شده است، لازم است از بين تعاريف موجود تعريفي داراي جامعيت و مطابق با برداشت عمومي از مرتع مشخص گردد تا بعنوان مبناي ساير بحثها مورد استناد قرار گيرد. در اين خصوص ابتدا تعاريف موجود را يك به يك ارائه و در پايان تعاريف مناسب تر تعيين مي گردد. 


- مرتع
1- شيدائي (1375) مرتع را داراي تعاريف متفاوتي از ديد مكاتب مختلف دانسته و بر اين اساس تعاريف زير را ارئه كرده است.
1-1- مرتع عبارتست از سرزميني كه كليماكس يا توان طبيعي جامعه نباتي آن مركب از علفي ها، گياهان علفي شكل، گياهان مرتعي پهن برگ و بوته هاي قابل چراي دام بوده و از نظر كميت با استمرار چراي دام قابل توجيه باشد. مراتع شامل علفزارهاي طبيعي، ساواناي طبيعي، سرزمين هاي مرطوب با پوشش مناسب براي چراي دام و ساير سرزمينهايي است كه جوامع طبيعي آن غذاي دام و حيات وحش را تامين نمايد.
1-2- سطحي با پوشش گياهان طبيعي متنوع كه در بعضي از نقاط جهان بر اساس ظوابط و اصول بومشناسي اداره شده و مورد بهره برداري قرار مي گيرد. به طور كلي به سرزمينهاي خشك و نيمه خشكي اطلاق مي شود كه نه تنها قابل كشت و زرع نيست بلكه فاقد جنگلهاي تجاري بوده  ولي از نظر بهره وري مي تواند براي چراي دام، آبخيزداري، زيستگاه حيات وحش و يا تفرجگاه مورد استفاده قرار گيرد.  لازم به يادآوري است كه بعضي از مراتع تخريب شده، در صورتي كه شرايط آب و هوايي و خاك و عوارض زميني اجازه دهد، از طريق بذرافشاني با بذر گونه هاي بومي و يا معرفي شده اصلاح مي گردد. معمولا چنين مناطقي را مراتع طبيعي نامند.
1-3- دامنه تغيرات جغرافيايي منطقه اي كه يك گياه يا حيوان  در آن ديده مي شود.
1-4- واحدي از اراضي طبيعي مورد چراي يك يا چند گله دام.
(شيدائي 1375، فرهنگ مرتع، ص283)

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 21:19  توسط سید حسن کابلی  |