هرچه درگير بررسيهاي عميق تري در حوزه منابع طبيعي مي شويم (در كشور و حتي در سطح جهاني) اين امر بيشتر نمايان مي شود كه مسائل فني، كه اهم تلاشهاي كارشناسي و سرمايه هاي اقتصادي را جذب خود كرده است كم اهميت ترين مسئله موجود در اين حوزه است. پرداختتن به علل اين امر خود مقوله اي مفصل است كه اكنون مورد نظر نيست. قطعا با اين مقدمه خوانندگان انتظار خواهند داشت در اين سطور به معرفي مسائل اقتصادي و اجتماعي به عنوان مهمترين مسئله اين حوزه بپردازيم و در خصوص آن داد سخن دهيم، كه صد البته اين طور نيست، نگاه موجود به مسائل اقتصادي و اجتماعي خود ناشي از الگوهاي نادرستي است كه اگر با اين نگاه عمل شده و حتي تمام توجه و بودجه صرف اين بخش شود نبايد انتظار نتايج چندان اميدوار كننده اي داشت، بخشي از اين موضوع مربوط به نگرش مبتني بر رشد اقتصادي است، با غلبه اين ديدگاه اساسا حركت در چارچوب عدم تعادل و تنها به نفع نظام سرمايه داري صورت مي گيرد و نمي توان از آن انتظار ديگري جز تامين اهداف اين نظام و تخريب هر چه بيشتر منابع را داشت. مقاله جالب توجهي از Serge LATOUCHE جهت روشن شدن اين سخن بسيار كارآمد و جالب توجه به نظر رسيد كه در ادامه قابل مشاهده است. اميد است كه خوانندگان با درج نظرات خود در راستاي روشن شدن موضوع و رفع ابهامات موجود مشاركت نمايند.
بازگشت به مقوله ي مردم محوري در چارچوب رشد اقتصادي
برگردان به فارسي: مرمر كبير
در برخوردهاي تبليغاتي رسانه ها هر «کالاي» جديد حتي فرهنگي به عنوان «مفهومي» تازه ارائه مي شود. در همين چارچوب نبايد متعجب شد که طرح مسئله ي رشد پس رفتي نيز به مثابه «مفهومي نوين» عرضه شود. اما حتي به قيمت دلخوري خيلي ها تکرار مي کنيم، رشد پس رفتي يک «مفهوم» به معناي سنتي کلمه نيست و نمي توان آن طور که اقتصاددانان از تئوري رشد و توسعه ي اقتصادي سخن مي رانند از « تئوري رشد پس رفتي » صحبت کرد. افرادي که انتقادات بنيادين به توسعه ي اقتصادي کنوني دارند، براي مقابله با لفاظي هاي اقتصاددانان، رشد پس رفتي را مطرح مي کنند و قصد دارند براي جايگزيني الگوي رشد اقتصادي حاضر و سياست هاي دوران پس از توسعه ي اقتصادي امروزين راه حلي بيابند. (١)
«رشد پس رفتي» به تنهايي آلترناتيوي مشخص نمي باشد، بلکه بستري است براي تلفیق و همگرايي بديل هاي مختلف (٢). به عبارت ديگر پيشنهادي است لازم، براي گشايش فضاي نوآوري و خلاقيت که توسط استبداد اقتصاددانان طرفدار رشد و توسعه گرايان و به اصطلاح هواداران ترقي، منسد شده است. برخي از هواداران جنبش جهاني شدن از نوع ديگر به ارائه دهندگان طرح تهمت پيشنهاد «رشد پس رفتي کور» را مي زنند و يا مي گويند آنها رشدي منفي بدون زير علامت سوال بردن کل سيستم را مطرح مي کنند ، يا هوادار منع کشورهاي جنوب از حل مشکلات خودشان مي باشند. اين ادعاها اگر نشانه ي کر بودن نباشد، گواه سوء نظرا ست.
در کشورهاي شمال و جنوب کره ي زمين طرح ساختمان جامعه اي راحت، مستقل و مقتصد، مستلزم دقت در استفاده از واژه هاست شايد بهتر باشد به جاي رشد « پس رفتي » يا« وا رشد » از پس وند بي استفاده شود، مثلا جامعه ي « بي رشد »، همانطور که «بي» در کلمه ي «بي مذهب» استفاده مي شود. چرا که در اينجا نيز موضوع رها کردن يک اعتقاد و مذهب که همانا اقتصاد بازار است، مطرح می باشد، بايد بي وقفه قديس رشد اقتصادي را منهدم کرد.
وابستگي غيرمنطقي به مفهوم بت گونه ي رشد اقتصادي، علي رغم همه ي شکست هايش وعلی رغم این که به هزار شکل باز تعريف شده و باز هم از محتواي تهي گشته است، بيانگر عدم امکان قطع ارتباط با اقتصادگرايي و نهايتا تمايل به رشد اقتصادي است. تناقض در اين نکته نهفته است که هواداران « اقتصاد از نوع ديگر » وجود همه ي نتايج منفي رشد اقتصادي را مي پذيرند، اما بازهم بر اين اعتقادند که کشورهاي جنوب بايد از آن « بهره مند » شوند. با این حال، شمار روزافزوني از هواداران جهاني شدن از نوع ديگر بر اين باورند که رشد اقتصادي از نوعي که ما مي شناسيم نه قابل دفاع است، نه مورد خواست و نه پايدار و اين امر چه از جنبه ي اجتماعي و چه از جنبه ي زيست محيطي صادق است، با اين حال مي گويند رشد پس رفتي نمي تواند در دستور کار کشورهاي جنوب باشد و اين کشورها بايد «مدتي» این رشد اقتصادي لعنتي را امتحان کنند ، چرا که توسعه را نشناخته اند.
ادامه مطلب






